تبليغاتX
به خنگول بلاگ خوش آمدید، خنگولای عزیز
.
هم آوازه خوان ، هم آواز

حتماً حتماً نظر بدین یادتون نره

هم آوازه خوان ، هم آواز

بايد ديد آن کس که مي خواهد آواز ياد بگيرد ، چه مقصود و مرادي دارد . اين نکته که آواز را به چه منظوري مي خواهد بياموزد اهميت بسيار دارد .

حتماً حتماً نظر بدین یادتون نره

هم آوازه خوان ، هم آواز

بايد ديد آن کس که مي خواهد آواز ياد بگيرد ، چه مقصود و مرادي دارد . اين نکته که آواز را به چه منظوري مي خواهد بياموزد اهميت بسيار دارد . آيا مي خواهد خواننده شود ؟ مي خواهد معلم آواز شود ؟ يا فقط مي خواهد موسيقي و آواز را بشناسد و از کم و کيف آواز اين خواننده و آن آوازه خوان مطلع باشد ؟يا شايد مي خواهد تمدد اعصاب کند و در اوقات فراغت به دنبال کسب اندکي آرامش روحي رواني است ؟ آن کس که مي خواهد خواننده شود بايد مايه و خميره آن را داشته باشد . بايد صداي خوبي داشته باشد . آن کس که مي خواهد مدرس باشد لزومي به داشتن صداي قوي و رسا ندارد ، داشتن يک صداي خوب و غير گوش آزار کفايت مي کند . مثلأ مرحوم کريمي صداي چندان قوي و رسا نداشت اما مدرس بسيار خوبي بود .

آن کس که مي خواهد به موسيقي آوازي آشنا شود لزومي به داشتن صداي رسا و تکنيک بالا ندارد . آن کس که براي تمدد اعصاب مي خواهد آواز بياموزد معمولأ آدمي پايدار و مداوم نيست ، مي آيد و پس از آنکه اعصابش آرام گرفت کار را رها مي کند ، يا لااقل من چنين ديده ام . اما تمام اين موارد به يک چيز اساسي و مهم نياز دارد و آن گوش قوي است . داشتن گوش قوي مهم تر .
حياتي تر از يک حنجره قوي ست . گوش قوي يعني گوشي که بتواند صداي يک حيوان را به خوبي تقليد کند . نت را بشناسد و تحويل دهد.
خوشبختانه در ميان اقوام شرقي و به ويژه ايرانيان ، گوش قوي بسيار است .
اگر ميزان گيرايي گوش را يک مستطيل تصور کنيم در شرقي ها بخش اعظم اين مستطيل پر است و در ميان ايراني ها ، اغلب تمام اين مستطيل پر است . ولي به هر حال اعتقاد دارم که هر صدايي اگر آزاردهنده نباشد و صاحب آن واجد يک گوش قوي باشد ، در اثر تعليم مي تواند صداي دلپذيري پيدا کند ، آن را تقويت کند و از آن استفاده کند .
حنجره هم مثل بقيه اعضاي بدن است . تارهاي صوتي هم بايد ورزش کنند و در اثر ورزش خوش ترکيب ، محکم و قوي ميشوند ، البته به شرطي که ورزش خاص و مناسب تارهاي صوتي باشد . کار روي حنجره همان ورزش دادن تارهاي صوتي است.
آقاي فروتن گوشي قوي دارد . البته اين بار اولي نبود که آقاي فروتن براي صدا و آواز مي آمد . او مدتها قبل يک سالي نزد من آمد و تعليم ديد .
مي خواست به خاطر کار تئاتر و سينما موسيقي را بشناسد . در واقع مي خواست حنجره اش را بسازد . بد هم نبود . از او ناراضي نبودم .
حتي وفتي فيلم قرمز را بازي کرد و در آن قطعه اي نواخته مي شد يک نوازنده گيتار مي نواخت و ترانه "عاشقم من "را مي خواند من به فروتن زنگ زدم و گفتم چرا خودت نخواندي ، گفتم تو به مراتب قشنگتر مي خواندي ، ما اين ترانه را هم با هم کار کرده بوديم . جواب داد که اعتماد به نفس لازم را نداشته است . وقتي براي اين کار آقاي پور احمد دوباره ، اعتماد به نفس لازم را پيدا کرد ، گوش خوبي دارد و جنس صداي بدي هم ندارد . اگر به طور جدي روي صدايش کار کند مي تواند خواننده خوبي بشود و حتي مي تواند از بسياري خوانندگان فعلي موسيقي پاپ بهتر باشد . تن صداي قشنگي دارد . حس خوبي دارد . بسيار با احساس است . حتي به شوخي به او گفتم اگر روزي نتوانستي يا نخواستي به بازيگري ادامه بدهي، يا خسته شدي يا از صحنه سينما کنار رفتي ، مي تواني خواننده خوبي باشي ، پس بيا و به صدايت برس. به ياد دارم که عاشق سينما بود . از خانواده اصيل مي آمد و عاشق بازيگري بود. انگيزه او براي بازي نه پول بود نه شهرت و يا نياز مالي . جواني بود بسيار با محبت و بسيار متواضع و واجد اصالتي مثال زدني . سر کلاس موسيقي آدمي وقت شناس و مرتب بود .
براي اين فيلم ، آقاي پور احمد گفته بودند که کدام آهنگها بايد خوانده شود و ما به طور مشخص روي آن ترانه ها کار مي کرديم . چندين بار آمد و من ساز مي زدم و جاي مناسب صدايش را پيدا مي کرديم و روي همان کار مي شد . اما همين تمرينهاي دوباره باعث شد که احساس کردم دلش مي خواهد ادامه دهد ، فقط احتمالأ گرفتاري ها اجازه ادامه کار را نمي دهد ، اما مرتب مي گويد که قصد دارد تمرين و مشق آواز را ادامه دهد . حتي دلش مي خواهد سازي بياموزد اما مي داند که آموختن موسيقي محتاج وقت و زمان کافي ست . براي آموزش ، صدا البته دانستن يک ساز الزامي نيست اما اگر هنرجوي صدا ، سازي هم بداند بسيار کمک کننده است . اما براي تعليم دادن صدا ، نواختن و شناختن يک ساز الزامي ست . زنگ صداي او ذاتي ست ، اما به دليل دوراني که کار کرده اين زنگ زنگ در صداي او بار آمده است . صداي هر کس در يک طبقه بندي کلي واجد ويژگي هايي ست اما يک آموزگار يا مدرس با تجربه مي تواند با تمرين و کار کردن ، اين ويژگي را برجسته کند . هنر يک معلم موسيقي اصلأ همين است : کشف ويژه گي هاي يک صدا و بار آوردن آن . صداي محمدرضا فروتن اين ويژ گي را دارد و حاصل آن دوران آموزش و تمرين ، بار آمدن اين ويژگي و برجسته کردن آن بوده است .
ما در تمرين دريافتيم که کجاي صداي او ويژگي خاص و منحصر به فرد دارد و روي همان بخش کار کرديم . آن جاي از صداي او شناختم که کيفيت صوت را به بهترين وجه نشان دهد . بايد گام مناسب صداي هر فرد را نشان داد و من اين تشخيص را دادم و روي آن گام و آن زنگ بخصوص صداي او کار کردم .
اگر جاي مناسب پيدا نمي شد ، يا گام اصلي و مناسب درست تشخيص داده نمي شد ، به صدا و حنجره فشار وارد مي امد و اين فشار باعث مي شد که صداي او چنين گرم و گوشنواز نباشد .
از آموزشهاي قبلي خانم چرخنده بي اطلاع بودم اما ايشان هم مدتي براي آموزش و کار روي همان ترانه خاصي که قرار بود در فيلم بخواند به کلاس آمد و کار کرديم . مريم پور احم هم مدتها مي آمد . گوش بسيار خوبي دارد و آينده اي درخشان ، اگر درس ها و مدرسه بگذارند . کودکي ست مستعد . اگر وقت بگذارد و کار کند ، صدايي ست خام و اگر من به جاي او بودم ، به جاي ادامهکار در سينما موسيقي را ادامه مي دادم . استعدادش در موسيقي بسيار است و مي تواند خواننده بسيار خوبي باشد . صدايي ست لطيف و با احساس ، اما کار نکرده . من معمولأ به شاگردانم که تقليد صدا خوب نيست . حتي اجازه تقليد نمي دهم . همان گونه که گفتم هر صدايي يک ويژگي دارد و بايد آن را شناخت و آن را برجسته کرد . خيلي بازيگران سينما نزد من مي آمدند واجد اين ويژگي بودند و تنها بايد ادامه مي دادند تا ويژگي هاي صدايشان برجسته شود . بودند کساني هم که مي آمدند و خيلي زود روشن مي شد که به دليل گوشهاي کم توان نمي توانند در حيطه موسيقي آوازي به نقطه اي مؤثر برسند . اما هم آقاي فروتن و هم خانم چرخنده صداهايي بسيار خاص دارند و مي توانند با کار روي صداها خوانندگاني برجسته شوند.
تنظيم موسيقي صحنه هاي فيلم هم با من بود . قطعه اي موسيقي از زنده ياد حشمت سنجري در فيلم بود که با نواي آن در فيلم مي رقصيدند . آقاي پوراحمد اجرايي از آن را شنيده بودند که در آن تعداد دف بسيار زياد بود و نام قطعه اصلأ " آواي دف "بود . اما در موسيقي اي که در اختيار داشتيم حضور دف بسيار کمرنگ بود . براي تناسب اين قطعه موسيقي با رقص ، لازم بود بود که صداي ساز دف برجسته تر شود . اين عمل ، يعني برجسته کردن صداي ساز دف روي اين قطعه را با کمک يک نوازنده دف انجام داديم .
صحنه هايي که در آن فروتن سه تار مي نوازد در واقعيت نوعي تقليد نواختن ساز است . من بيرون صحنه مي نواختم و محمدرضا فروتن طرز نواختن مرا تقليد مي کرد . من کنار دست او مي نشستم ، البته پيش از شروع ، محل پرده ها را هم تا حدي به او آموخته بودم که تقليد نواختن ، چندان غير


نوشته شده توسط خنگول | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر - دنبالک ها(0)
بالا
2341
Persian Radio
-

وبلاگ فارسی
طراحی وب
تصوير منتخب در ايراپيک تصوير اتفاقي در ايراپيک سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی تماس با مدیر وبلاگ سایت رسمی رضا خزایی در خدمت شما از وبلاگ رسمی رضا خزایی دیدن کنید وب نوشته های شخصی رضا خزایی وبلاگ رضا خزایی افرند نگار را ببینید نوشهربلاگ برای نوشهریهای عزیز فقط بابلسری ها بیان تو بابلسر 110 کارگاه نوشهر جوش محمود رستمی در خدمت شماست خنگول بلاگ برای خنگولای عزیز جستجو گر گوگل سایت یاهو PageRank